ژنرال الکساندر فرمانده سایبری ارتش آمریکا گفت: در فضای سایبر تنها دفاع "کامل " یک دفاع ایستا است، که به معنای قطع کردن اینترنت و قربانی کردن حوزه سایبر و مزایای اقتصادی و اجتماعی آن برای دشمنان است.
به گزارش فارس، ژنرال "کیت الکساندر " مسئول فرماندهی سایبری آمریکا طی مراسمی در حضور کمیته نیروهای مسلح مجلس سنای آمریکا در تاریخ 23 سپتامبر 2010 به تشریح وضعیت فرماندهی سایبری ایالات متحده پرداخت.
در فضای سایبر تنها دفاع کامل یک دفاع ایستا است/ اینترنت باید بطور کامل در دفاع سایبری قطع شود
وی در بخشی از سخنان خود با اشاره به این آمریکا باید دفاع خود را فعال کند، یادآور شد: در فضای سایبر تنها دفاع "کامل " یک دفاع ایستا است، یعنی قطع کردن اینترنت و در نتیجه قربانی کردن حوزه سایبر و مزایای اقتصادی و اجتماعی آن برای دشمنان.
الکساندر با بیان اینکه این کار برای آمریکا یا وزارت دفاع ممکن نیست، گفت: در واقع گزینه "قطع کردن " برای جامعه آمریکا وجود ندارد؛ خانهها، مشاغل، مدارس، بیمارستانها، دفاتر حکومتی و در واقع سبک زندگی ما اکنون به داشتن دسترسی به شبکهها بستگی دارد. حتی اگر کامپیوتر نداشته باشید، شما به همسایگان، همکاران و نهادهایی که کامپیوتر دارند وابسته هستید.
درگیری سایبری مدیریت آسیبها و شناسایی خطر است
وی افزود: درگیری سایبری ما یک مدیریت محتاطانه آسیبپذیری و شناسایی خطر است. از آنجا که امنیت در یک دنیای شبکهای یک سیستم برای مدیریت آن خطر است، ما در فرماندهی سایبری آمریکا سیستمی از تدابیر امنیتی برای شبکههای وزارتخانهها داریم.
این ژنرال آمریکایی تصریح کرد: این سیستم عبارت است از رصد شبکه آگاهی از اوضاع؛ هشدارها، بستههای مکمل (patch) و به روز رسانی؛ برنامههای ضدویروس، فایروالها؛ ارزیابیهای امنیتی عینی؛ امکان شناسایی خودکار مزاحم و مسدود کردن آن؛ جستجوهای فعال برای بدافزارها؛ و تیمهای پاسخ قانونی. ما همه اینها را با آنچه که "عملیاتهای پویای دفاع شبکهای " مینامیم مدیریت میکنیم، و این سنگ بنای کار ما است.
این گزارش میافزاید: حفاظت را به زیرساختهای حیاتیمان گسترش دهید، حدود یک نسل پیش، هنگامی که استفاده از کامپیوترها از حالت اختیاری خارج شده و برای عملکردهای اصلی ضروری گشت، زیرساخت تقویت کننده جامعه و اقتصاد ما از یک نقطه عطف عبور کرد، رئیسجمهور اوباما حفاظت از آن زیرساخت را یک اولویت امنیت ملی ساخته است. امروز منابع انرژی، تاسیسات، حملونقل عمومی، بانکداری، دفاتر ثبت و خیلی چیزهای دیگر ما در "نت " هستند.
ارتش آمریکا برای ارتباطات بیشتر به شبکههای طبقهبندی نشده وابسته است
فرماندهی سایبری ارتش آمریکا در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: ارتش ما نیز برای ارتباطات بیشتر و عملکردهای تدارکاتی خود به شبکههای طبقهبندی نشده وابسته است. اتوماسیون و شبکهسازی اگرچه فرماندهی و کنترل چنین سیستمهایی را تسهیل میسازد، اما بُعدی از پیچیدگی و همراه با آن آسیبپذیری را نیز به آن میافزاید که بوجود آورندگان آن هرگز پیشبینی نمیکردند. به همین خاطر محفاظت و دفاع از سیستمهای قدیمی که زیرساختهای حیاتی ما را میچرخانند ذاتا مشکلتر از سیستمهای مدرنی هستند که امروزه ساخته میشوند.
این ژنرال آمریکایی در ادامه با بیان اینکه "هیچکس تاکنون به طور جدی به اینها حمله نکرده اما ما شاهد کاوش آن سیستمها از سوی دشمنان خود بودهایم، " افزود: ما به اندازه کافی شواهد آسیبپذیری آنها در نتیجه بلایای طبیعی و اشتباهات تصادفی را مشاهده کردهایم که اکنون در مورد آثار بالقوه یک حمله واقعی علیه بخشهایی از زیرساخت شبکهای خود نگران باشیم.
الکساندر در بخشی دیگر از سخنان خود گفت: وزارت امنیت داخلی این وظیفه خطیر را بر عهده داشته که با همیاری با نهادهای دولتی، خصوصی و بینالمللی امنیت فضای سایبر را تامین نماید و داراییها و سیستمهای سایبری آمریکا و همکاران ما در آنجا در راه رسیدن به این هدف هستند.
در صورت حمله تمامی نهادهای دولتی باید هماهنگ واکنش نشان دهند
فرماندهی سایبری ارتش آمریکا تصرح کرد: نیاز آمریکا بالاست و زمانی برای از دست رفتن وجود ندارد، چراکه حملات و آثار بالقوه آنها تفاوتی بین کاربران نظامی و غیرنظامی قائل نخواهند شد.ممکن است از جانب یک کشور دشمن، یک گروه تروریستی، یا حتی یک فرد شرور صورت بگیرند. وزارت امنیت داخلی ممکن است به ابزار و مشاوره تخصصی از جانب NSA و فرماندهی سایبری نیاز داشته باشد؛ هر دوی این سازمانها آماده مساعدت هستند. به علاوه، در صورت وقوع یک حمله باید تلاش نماییم که در سرتاسر دولت به صورت هماهنگ واکنش نشان دهیم.
کیت الکساندر در ادامه با تأکید بر اینکه آمریکا باید دفاع گروهی را تقویت کند، گفت: من دوست دارم سایبر را یک ورزش تیمی بخوانم؛ دفاع موفق در هر قسمت به تلاشهای مشترک دستگاهها، صنعت، همپیمانان، و همکارانی بستگی دارد که از شبکههای خود در مقابل مشکلاتی که میتوانند همه آنها را تحت تاثیر قرار دهند، مراقبت میکنند. هر یک از ما، و همکاران، دوستان، و خانوادههای ما، همگی شرکتکننده هستیم.
الکساندر: برای اینکه قربانی نشویم، باید نرمافزارهای مکمل را در سیستمهای خانگی نصب کنیم.
وی افزود: برای اجتناب از قربانی شدن، باید گامهایی مثبت و مداوم جهت جلوگیری از این نتیجه برداریم. ما همگی بخشی از یک راهحل مرکب برای یک مشکل مشترک هستیم. همه ما سهم خود را انجام میدهیم تا پیچیدگی دنیای جدیدمان را درک کرده و آسیبپذیری خود را کاهش دهیم. اگر کاربران در خانهها و دفاتر خود بستههای نرمافزاری مکمل (patch) و به روز رسانیهای توصیه شده توسط سازندگان را دانلود و نصب کنند، بسیاری از مسائلی که ما را شبها و اواخر هفته سر کار نگه میدارند حل خواهند شد.
فرماندهی سایبری ارتش آمریکا تأکید کرد: این چیز تازهای نیست، خیلی دشوار است که نگاهمان به امنیت همانند نگاهمان به قفل و میله و نگهبان باشد. امنیت همیشه ناراحتکننده است و این ناراحتی در فضای سایبر بیش از دیگران مشهود است چرا که "به روز بودن " مستلزم صرف وقت است. با این حال، هزینه حمله موفق خیلی بیشتر از هزینه اتصال و استفاده از نرمافزار و سختافزار برای متصل بودن است.
به گفته الکساندر، برقراری امنیت نیازمند استانداردها و اصطلاحات مشترک و به اشتراکگذاری حجمهای عظیمی از اطلاعات به موقع است، ما در فرماندهی سایبری همکاریهای نظامی و اطلاعاتی قوی و آزمایش شدهای با همپیمانامان داریم که در شکل دادن به یک تصویر عملیاتی مشترک کمک میکند و ما در صددیم این حلقه همکاریها را گسترش دهیم. هیچ یک از ما آنقدر اختیار، توانمندی، یا منابع در اختیار ندارد که بتواند به تنهایی کار کند. ما باید با یکدیگر کار کنیم.
تأکید بر استفاده از برتریهای تکنولوژیکی آمریکا
این ژنرال آمریکایی در ادامه سخنان خود یادآور شد: بیشتر کارهای اولیه برای ساختن اولین شبکههای اشتراک دادههای کامپیوتری را آمریکا انجام داده و بسیاری از نوآوریها در بخشهای نرمافزار و سختافزار هنوز هم از این کشور منبعث میشوند. با این وجود، پیشگامی ما هرگز صرفاً تکنولوژیکی نبوده است.
نقاط ضعف آمریکا در فضای سایبر ابتدا فرهنگی خواهد بود
وی تأکید کرد: من متقاعد شدهام که راهحل نقاط ضعف ما در فضای سایبر در وهله اول فرهنگی خواهد بود، ما الزاماً به تکنولوژی "بهتر " نسبت به دیگران در زمینههایی مانند پهنای باند، ذخیرهسازی، نسخههای نرمافزار، سرعتهای عملیاتی، حجم حافظه و غیره نیاز نداریم، در هر صورت، برتریهای صرفاً تکنولوژیکی احتمالا در دنیای شبکهای ما زیاد دیرپا نخواهند بود.
فرمانده سایبری ارتش آمریکا در ادامه گفت: برتری ما باید در نحوه کنار هم گذاشتن این ابزارها در سیستمها نهفته باشد؛ بویژه سیستمهای افراد، پروتکلها، و ماشینهایی که بتوانند به طور قابل اطمینانی در کنار یکدیگر به سرعت کار کنند تا ضعفها را شناسایی کنند، اطلاعات را به اشتراک بگذارند، ریسکها را ارزیابی نمایند، تدابیری را توصیه نمایند و راهحلهای جدید را بکار بگیرند.
وی افزود: اگرچه فرماندهی سایبری آمریکا اختیاری در رفع نیازمندیهای خود نخواهد داشت اما ما در تعریف نیازمندیها به فرماندهی راهبردی آمریکا کمک خواهیم کرد. ما همچنین در فرماندهی سایبری در "چهارچوب امنیت پایدار " شرکت خواهیم کرد. این چهارچوب گروهی متشکل از نمایندگان وزارتخانههای دفاع و امنیت کشور و مدیر امنیت ملی است که به طور مرتب با سران بخش خصوصی و کارشناسان عرصه سایبر ملاقاتهایی انجام میدهند.
فرماندهی سایبری آماده است تا با هرگونه حمله سایبری به آمریکا و منافعش مقابله کند
الکساندر با بیان اینکه فرماندهی سایبری آمریکا این همکاری را برای کمک به بخش خصوصی در پرداختن به تهدید امنیت سایبر اساسی قلمداد میکند، خاطرنشان کرد: این قرارگاه با "آژانس پروژههای تحقیقات پیشرفته دفاعی " همکاری کرده و از یک محیط "دامنه سایبری ملی " برای ساختن توانمندیهای خود در این زمینه پشتیبانی میکند و بالاخره، یک الزام دیگر ایجاد توانمندی "نیروی کار سایبری " در نیروهای مسلح است.
فرماندهی سایبری آمریکا در نتیجه گیری سخنان خود با تأکید بر اینکه متقاعد شدهام که با ایجاد این فرماندهی گامی مهم برای ملتمان برداشتهایم، گفت: من فلسفهمان درباره مدیریت فعالانه شبکه اطلاعات جهانی را - نه تنها برای دفاع از آن، بلکه برای استفاده از آن به عنوان ابزاری جهت کمک به جنگجویان، طراحان و فرماندهان خود بواسطه حفظ وسعت آزادی عمل آنها تا حد ممکن - توضیح دادم و گفتم که تا جایی که بتوانیم و هنگامیکه از ما خواسته شود، آماده خواهیم بود تا از توانمندیهای خود برای مقابله با هرگونه استفاده خصمانه از فضای سایبری علیه آمریکا، منافع و زیرساختهای آن، یا دولتهای دیگر استفاده کنیم.
ژنرال الکساندر وعده داد: ما این فرماندهی جدید را مطابق با تمام قوانین حاکم بر حریم خصوصی و آزادیهای مدنی شهروندان آمریکا، و بر اساس رهنمونهای مقامات فرماندهی ملی و در ارتباط نزدیک با همکاران عملیاتی خود در وزارتهای خارجه، دفاع، و امنیت کشور، نیروی انتظامی، جامعه اطلاعاتی، و صنعت و دانشگاه به راه انداخته ایم.
وی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: ما باید این کار را درست انجام دهیم، چرا که معتقدم امنیت ملت ما به آن بستگی دارد. ما تلاش میکنیم این چالش را حل کنیم تا شایستگی اعتماد شما را داشته باشیم. با کمک و راهنمایی شما شکی ندارم که میتوانیم موفق شویم.
روز دوشنبه (5 مهر ماه) اولین جلسه دادرسی ارتش آمریکا درمورد جنایات جنگی وحشیانه پنج سرباز آمریکایی که تنها برای تفریح و ورزش مخفیانه دست به کشتار افغان ها زدند، برگزار خواهد شد.
به گزارش رجانیوز به نقل از خبرگزاری فرانسه، مقامات می گویند این نیروها در طول ماه ها در جنوب ایالت قندهار طی عملیات تهاجمی بی دلیل غیر نظامیان افغان را مورد هدف گلوله های قرار می دادند و حتی گزارش شده که بعضی از سربازان اجساد را به طرز فجیعی مثله می کردند.
این پرونده می تواند چالش بزرگی برای تلاش های نیروها به رهبری ارتش آمریکا برای جلب افغان های محلی و راند ن جنگجویان طالبان از صحنه نبرد کلیدی در قندهار باشد و مسائل را پیچیده تر کند.
دادگاه روز دوشنبه به پرونده جرم مورلاک سرباز متخصص اهل آلاسکا خواهد پرداخت. وی متهم است که بین ماه های ژانویه و می سال میلادی جاری دست به قتل عمد سه شهروند افغانی زده است.
مورلاک یکی از پنج سربازی است که در این پرونده جنایی محاکمه خواهند شد، در عین حال هفت سرباز دیگر نیز متهم به سعی در ایجاد موانع در تحقیقات هستند. آنها متهم هستند با مصرف حشیش یکی از همراهانشان را که راز جنایات را فاش کرده بود، بهشدت مضروب کردند.
این سربازان از از طریق براوو کمپانی، گردان 2، هنگ پیاده نظام یک از رسته نیروی زمینی تیپ استرایکر، در پایگاه عملیاتی مقدم رام رود بودند.
این دادرسی که در پایگاه مشترک لوئیز مک کورد در ایالت واشنگتن برگزار خواهد شد، بهمنظور بررسی شواهد است و در صورت اثبات کافی بودن مدارک و شواهد دادگاه ادامه خواهد یافت و در طول هفته های آتی جلسات متعددی برای دیگر متهمان تشکیل خواهد شد.
مورلاک و چند نفر دیگر همچنین متهم هستند برای سرپوش گذاشتن بر تحقیقات بر روی مصرف حشیش یکی از همقطاران خود را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
درتوضیحات درمورد این اتهام، در پرونده گفته شده که مورلاک این سرباز را درصورت افشای مصرف حشیش توسط آنها به فرمانده و نیورهای پلیس نظامی خواهد کشت و انگشتان دستی را که از اجساد جدا کرده بود، به وی نشان داده است.
مقامات می گویند سرباز افشا کننده جنایت که هویت وی ذکر نشده است، در اثر ضرب و شتم این افراد تا یک قدمی مرگ رفت.
انگیزه و بسیاری از جزئیات این جنایات هنوز روشن نیست، مقامات باید جواب این اتهام را بدهند که چرا اخطارها در مورد این اعمال قساوت آمیز برای ماه ها نادیده گرفته شد.
آدام وینفیلد پدر یکی از متهمین، به رسانه های آمریکایی گفت که پسرش از طریق فیس بوک، کشتار بی دلیل غیرنظامیان افغان توسط گروهش و تصمیم برای کشتار بیتشر را به وی اطلاع داده بود.
کریستوفر وینفیلد پدر این سرباز ادعا می کند که تلفنی به مقامات نظامی و حتی دفتر سناتور بیل نلسون از فلوریدا، این اطلاعات را داده است.
پسر وی آدام نیز متهم به قتل است.
مقامات آمریکایی تأیید می کنند نگران این هستند که این رخدادها کوشش های آنان برای جلوگیری از تلفات غیرنظامی و ایجاد اعتماد در میان افغان ها را تهدید و کمرنگ می کند.
در اوایل ماه میلادی جاری مسئول رسانه ای پنتاگون، جف مورل گفت این اتهامات هنوز باید ثابت شوند با این حال مسئله بسیار جدی است.
وی افزود: "حتی اگر ثابت شود این اتهامات غیر واقعی هستند باز هم پرونده درد سر ساز است. مردم آن منطقه که از این وقایع منتسب صدمه دیده اند، درنتیجه نگاه متفاوتی به ما خواهند داشت."
وی گفت اتهامات مطرح شده، انحرافی و خبطی در صد هزار نیرو آمریکایی در افغانستان است.
در مشروح پرونده اتهامات هولناکی از مثله کردن اجساد است، اما مقامات در مورد درآوردن استخوان اجساد اظهار نظر نکرده اند.
دادستان می گوید گروهبان دوم کلوین گیبز استخوان انگشتان و پا و دندان های قربانیان افغانی را نگهداشته بود.
مایکل وگنان سرباز دیگر، متهم استکه جمجمه ای را برداشته بود. تعدادی از نیروها متهم به عکسبرداری از اجساد هستند و یکی از آنها متهم است که یک جسد یک غیرنظامی افغان را چاقو زده است.
نیروهای شماره پنج تیپ استرایکر، نامی که از نوع زره پوش مورد استفاده آنها گرفته شده است، در تابستان سال 2009 پس از اعزام به قندهار تلاف زیادی متحمل شدند.
فرماندهان نظامی این تیپ در پایگاه لوئیز مک کورد مورد سوال قرار گرفته اند که چگونه بازگشت سربازان تحت آسیب جنگ را ترتیب داده اند.
در ماه گذشته میلادی که تیپ از افغانستان بازگشت یکی از سربازان غیبت کرد و سپس تا دندان مسلح با هزار گلوله در هتلی در سالت لیک سیتی دیده شد.
این سرباز 28 ساله بنام برندون برت در جریان تیراندازی توسط پلیس کشته شد.
یک روزنامه آمریکایی در گزارشی با اشاره به تلاشهای آمریکا برای توقف برنامه هستهای ایران نوشت که دولت آمریکا هنوز منتظر نتایج ملموس این تحریمها است.
به گزارش فارس، روزنامه آمریکایی "واشنگتنپست " در گزارشی درباره این موضوع که آیا تحریمهای اخیر علیه ایران موفقیتآمیز بوده یا خیر، نوشت: پیشتر، در تابستان سال جاری "باراک اوباما " رئیس جمهور آمریکا اعلام کرد که هزینه ادامه برنامه هستهای برای ایران باید افزایش یابد. تحریمهای جدید سازمان ملل که نتیجه دیپلماسی طاقتفرسای آمریکا با روسیه و چین بود با تحریمهای شدید از سوی کنگره، اتحادیه اروپا، ژاپن و دیگر متحدان همراه شد. همانطور که این تحریمها اعمال شد، نشانههایی از فشار بر اقتصاد ایران مشاهده شد اما هدف نهایی سیاست آقای اوباما محدود کردن کامیابی ایران نبود بلکه متوقف کردن غنیسازی اورانیوم و مجبور کردن این کشور به قبول پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی بود، اما با وجود این اقدامات، دولت آمریکا هنوز منتظر نتایج ملموس [این تحریمها] است.
این روزنامه آمریکایی ادامه داد: گزارش جدید آژانس بینالمللی انرژی اتمی که این هفته منتشر شد، نشان داد که هیچ تغییر اساسی در روند ثابت ذخیره اورانیوم کمغنیشده ایران وجود نداشته است.
از نوامبر گذشته، ذخایر اورانیوم ایران از 1800 کیلوگرم به 2800 کیلوگرم افزایش یافته که افزایشی بیش از 50 درصدی نشان میدهد.
این روزنامه آمریکایی مدعی شد: تهران هم اکنون اورانیوم کم غنیشده کافی برای تولید دو بمب هستهای دارد، البته در صورتی که این اورانیومها را بیشتر غنیسازی کند. پیشتر نیز این کشور 22 کیلوگرم اورانیوم را تا 20 درصد غنیسازی کرده است.
بر اساس گزارش روزنامه واشنگتن پست، آقای اوباما امیدواری خود را ابراز داشته بود که ایران سرانجام در ماههای آینده درباره فعالیتهای هستهای خود وارد مذاکرات خواهد شد، اما افزایش ذخایر اورانیوم ایران به طور گستردهای چشمانداز یکی از توافقات را که سال گذشته مذاکرات درباره آن آغاز شد را پیچیده کرده است. بر اساس آن مذاکرات، قرار بود ایران 1200 کیلوگرم از اورانیوم کمغنی شده خود را با میلههای سوخت که میتواند در رآکتور تحقیقاتی مورد استفاده قرار گیرد، معاوضه کند. زمانی که این پیشنهاد مطرح شد، قرار بود ایران دو سوم از ذخایر اورانیوم خود را به خارج منتقل کند که در آن صورت، میزان ذخایر اورانیوم ایران کمتر از میزانی میشد که برای ساخت یک بمب مورد نیاز است. در حال حاضر برای دستیابی به همان نتیجه، ایران باید تقریبا دو برابر میزانی که قرار بود قبلا به خارج منتقل کند، انتقال دهد.
واشنگتن پست افزود: مقامات دولتی گفتند که ایران هنوز یک سال با ساخت یک بمب هستهای فاصله دارد و اینگونه اقدامی نیز احتمالا توسط بازرسان سازمان ملل کشف میشود، اما گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی حاوی اطلاعات نگرانکنندهای بوده است. ایران از پاسخ دادن به سوالاتی درباره فعالیتهایش بر روی سانتریفوژهای پیشرفتهتر و یا برنامهها برای ساخت سایتهای غنیسازی بیشتر امتناع کرده است در ژوئن ایران دو بازرس با تجربه آژانس را از دسترسی به تاسیسات خود منع کرده که این اقدام ایران بخشی از تلاشهای سیستماتیک برای مخفی کردن فعالیتهای خود از آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شمار میآید.
تحقیقی که توسط موسسه علوم و امنیت بینالمللی منتشر شده، این نتیجه گیری را اعلام کرده که ممکن است ایران به دنبال افزایش توانایی خود و تولید اورانیوم غنیشده به میزان مورد نیاز برای تسلیحات اتمی در یک سایت ناشناخته برای بازرسان یا آژانسهای اطلاعاتی غرب است. اگر این موضوع واقعیت داشته باشد، تحریمهای اقتصادی احتمالا نخواهد توانست تا ایران را از این اقدام منع کند.
به گزارش رجانیوز، ارائه این تحلیل در نیوزویک از آن روی بسیار پر اهمیت است که ماموریت مجلاتی همچون فارین پالسی، تایم و نیوزویک، تبیین سیاست های کلان استراتژیک دولت امریکا در سطح جهان عنوان میشود.
نویسنده این مقاله در نیوزویک، با برشمردن موارد متعددی از ناکامیهای امریکا در سیاست خارجی خود، معتقد است که قدرت جهانی امریکا به دلیل مقاومت قدرتهای جدیدی که در برابر منطق زورگویی ایستادگی می کنند، به شدت تضعیف شده است. این مقاله همچنین تحریمهای امریکا علیه ایران را سبب کاهش ارزش جهانی دلار میداند و معتقد است امریکا باید به جای رویکرد تحکم گونه با کشورها، به سوی تعامل متقابل و احترام به قدرت کشورها حرکت کند.
در ادامه متن کامل این نوشته را می خوانید:
یک سال از تلاش دولت اوباما برای برقراری رابطه با کشور های معترض میگذرد، ولی باید چنین قضاوت کرد که از برمه تا کره شمالی ،از ونزوئلا تا ایران اتفاقاً جدیدی افتاده است ."آیونگ سان سو" همچنان در بازداشت خانگی در رنگوم بسر میبرد ،پیونگ یانگ در حال آزمایش موشکهای خود است، کاراکاس در مقابل امپریالیست آمریکایی و انگلیسی ایستاده است و تهران نیز با بی اعتنایی به اولتیماتوم آمریکا برنامه هستهای خود را همچنان ادامه میدهد و این در حالی است که تحریمها نیز با شکست مواجه شده است.
سیاست های واشنگتن شکست خورده است و دوران موضوعیت داشتن ارتباط با کشورهای ابرقدرت گذشته است. برقرار کردن ارتباط، آنهم فقط با کشورهای ابرقدرت، مربوط به دهه 1980 و به خصوص کشور آمریکا بود زمانی که شوروی ، موثرترین دشمن امریکا از هم فروپاشیده بود، ولی اکنون دورانی شروع شده است که دیگر همچون گذشته، کشورها خواهان سیطره
با به قدرت رسیدن کشورهایی مانند چین ،روسیه، هند، برزیل و ترکیه در صحنه جهانی، معادله جدیدی در جهان پا گرفته است و تفکر آمریکا بشدت منزوی شده است.
امروز دیگر سیاست تهدید و تطمیع به تنهایی جواب نمی دهد. مردم از آمریکا توقع تعامل دارند نه برتریطلبی و تفوقجویی. بسیار بدیهی است که تغییر در رهبری از اوباما بجای جورج بوش از طرف جهانیان مورد استقبال قرار نگرفت. ایران روز به روز به سوریه نزدیکتر میشود ، رابطه ونزوئلا با کوبا هر روز گرمتر میشود. برزیل، ترکیه، روسیه و چین هیچ ترسی ندارند که بطور آشکار مخالفت خود با سیاست های برتری طلبانه آمریکا را اظهار کنند.
ایران بعنوان یک قدرت منطقهای و درحال رشد هستهای، با داشتن عمق استراتژیک و عوامل نفوذ در خاورمیانه یعنی حماس، جنبش جهاد اسلامی فلسطین ، حزب الله لبنان وشیعیان منطقه ای متمایل به دولت ایران، میتواند نظم مورد نظر ایالات متحده و متحدانش را برهم بزند و موازنه قوا را به سود خود تغییر دهد.
در حال حاضر قدرتهای غربی در زمینه فروش تسلیحات نظامی با چالش مواجه شدهاند و در این زمینه کشورهای رقیبی پیدا شده است. اما در شرایطی که همه کشورهای کوچک و بزرگ به فکر تعامل با دیگر کشورها هستند آمریکا بفکر دشمن سازی است.
اوباما فکر میکرد که دیپلماسی قدیمی فشار جواب میدهد، اما اکنون به نظر میرسد که امریکا نیاز دارد تا در تن صدای خود تجدید نظر کرده و دیدگاههای سیاسی خود راتغییر دهد. حال دیگر نظام دو قطبی شرق و غرب به پایان رسیده است و نظامهای سیاسی مانند تهران و پیونگ یانگ و رنگوم پا به عرصه قدرت های جهانی نهادهاند، جایگاه آمریکا در جهان به شدت به مخاطره افتاده است و دیگر دوران تهدیدات نظامی در جهان به پایان رسیده است.
مقابله با ایران هسته ای به طور خطرناکی به یکی از استراتژی های
دیدار رئیس جمهور برزیل با احمدی نژاد و همکاری این دو کشور بطور آشکار و اعلام این امر که " ما حق نداریم که فکر کنیم که دیگران باید مثل ما فکر کنند ." نشان دهنده موج جدیدی در مناسبات بین الملل بوده است. این کلمات پاسخی شفاف و محکم به جهان غرب است و نشان از اتحاد کشورها علیه زورگویی است. چند هفته
با وجود اینکه غرب فشار زیادی به رئیس جمهور ترکیه و اردوغان آورد ولی نه تنها این فشارها و تهدید ها به هیچ وجه جواب نداد بلکه روز به روز روابط ترکیه و ایران نیز گرمتر شده است.
در حال حاضر حیات خلوت آمریکا در باریکه کناری آسیا به سرعت باعث چالش آمریکا شده است. ایران با داشتن برنامه هستهای خود بزرگترین چالش امنیتی برای آمریکا محسوب میشود. امروز بیشترین مشکلات در مناطقی به چشم می خورد که آمریکا در آنها نفوذ دارد. در سودان با بیشترین میزان خودکشی و در زیمباوه نیز با مشکلات زیادی روبرو هستیم.
امروز برمه به یکی از مهمترین کشورها و به نمادی تبدیل شده است که شاهد شکست استراتژی های آمریکاست. با بیش از دو دهه سیاست منزوی سازی این کشور از سوی آمریکا، هم اکنون یکی از مناطقی است که کمترین تاثیر را از سیاست های غربی پذیرفته است و تلاش دارد تا درهای خود را به سوی چین باز کرده است. این در حالی است که هیلاری کلینتون هم به شکست تحریم ها علیه برمه اذعان کرد.
با به قدرت رسیدن کشورهای جدید تعاملات دیپلماتیک و مدل های اقتصادی باید جایگزین شود . تحریم برمه توسط آمریکا این فرصت را به چین و هند داد و آنها توانستند با استفاده از این فرصت روابط خوبی با برمه برقرار کنند وآن را به خود نزدیک کنند به نحوی که اکنون باهم تعاملات استراتژیکی برقرار کرده اند. با فشار غرب علیه ایران بین ائتلاف غرب با روسیه
آمریکا باید سیاست جدیدی را در قبال ایران شروع کرده و با کنارنهادن نقطه شروع، درتلاش برای تماس و مذاکره با ایران باشد. آمریکا باید فکر اینکه
اکنون تازه دولت آمریکا به این نتیجه رسیده است که باید تحریم ها را هوشمندانه تر اعمال کند و این یعنی شکست دیگر و خودکفایی و پیشرفت بیشتر ایران.
آمریکا می خواست روسیه و چین را ترغیب کند که علیه ایران تحریم کنند ولی پکن و مسکو ترجیح می دهند که طرف ایران را داشته باشند تا کاخ سفید. مسکو و پکن
آمریکا باید سیاست های خود را عوض کرده و به فکر تغییر سیاستهای خود باشد ،اول تحریم اقتصادی کشورها را کنار بگذارد، سعی کند تعاملات دانشجویی با آمریکا افزایش پیدا کند و محدودیت هایی که مسولان سیاسی کشورهای مختلف برای مسافرت با آن روبرو هستند را بردارد و مشکلات ویزا را برای مسافران کم کند و سعی در جلب توجه تعاملات با دیگر کشور های جهان بکند. تعاملات سیاسی خود را با دیگر رقبا و کشورهای دیگر افزایش دهد.
اوباما باید نگاه خود را نسبت به "کشورهای محور شرارت " نگاهی مثبت کند هرچه می تواند سیاست های خصمانه را کنار گذاشته و خود را از منزوی شدن بیشتر نجات دهد . دست از خصومت با احمدی نژاد ، هوگو چاوز، کیم جونگ
و این درحالی است که بیشتر کارشناسان بر این عقیدهاند ، ایران از نقطه "بدون بازگشت" عبور کرده است بدون آنکه تعهدات قانونی خود تحت
زمین لرزه هائیتی را آمریکا با استفاده از سلاح مخوف «هارپ» به وجود آورده است.
به گزارش سایت های اینترنتی از جمله «آلترانفو» و «لوپست»، بسیاری از دانشمندان پنج قاره معتقدند که زمین لرزه هائیتی (3/7ریشتر) به کمک سیستم آب و هوایی «هارپ» ایجاد شده و به کمک این سلاح مخوف است که «امپراتوری آمریکایی- صهیونیستی» نه تنها موجی خارق العاده از سرما را در اروپا پدید آورده تا تلاش های مخالفان جهانی با پدیده گرم شدن آب و هوای کره زمین را مسدود سازد، بلکه بلافاصله نیز زمین لرزه «ویرانگر» هائیتی را تدارک دیده تا ناوگان خود را با هدف نهایی اشغال کوبا و ونزوئلا، در دریای کارائیب مستقر سازد.
گروهی دیگر از دانشمندان که آنها نیز آمریکا را به استفاده از سلاح «هارپ» متهم می کنند، دلیل ایجاد زلزله در هائیتی و «اشغال نظامی» سریع این کشور را وجود ذخایر نفتی غنی آن می دانند که چیزی از ذخایر نفتی ونزوئلا کم ندارد.
این کارشناسان با تأکید بر اینکه آمریکا قطعاً در هائیتی از سلاح «هارپ» استفاده کرده است، به اظهارات «زبیگنیو برژینسکی»، مشاور سابق «جیمی کارتر» و مشاور کنونی «اوباما» اشاره می کنند که «هارپ» را سلاحی برای بی ثبات کردن کشورهای غیرمتحد با واشنگتن توصیف کرده است.
به گفته «برژینسکی»، «تکنولوژی روش هایی را در اختیار کشورهای بزرگ قرار می دهد که به کمک آن می توانند جنگ هایی سریع و غافلگیرکننده به راه اندازند بدون آنکه حتی نیروهای امنیتی شان در جریان قرار گیرند.»
او اضافه می کند: «ما روش هایی در اختیار داریم که به کمک آنها می توانیم تغییراتی در آب وهوا، از جمله خشکسالی و توفان به وجود آوریم، و این امر می تواند توانایی های یک دشمن بالقوه را تضعیف و آن را به پذیرش شرایط ما وادار سازد.»
از دیدگاه کارشناسان، آنچه درمورد زلزله هائیتی تعجب برانگیز است این نکته است که این زمین لرزه در منطقه ای به وقوع پیوسته که «زلزله خیز» نیست، ضمن آنکه این کشور فقیر و کوچک در نزدیک به منطقه ای در پورتوریکو قرار دارد که شعبه ای از سیستم هارپ در آن مستقر است.
در این حال، زمین لرزه در ساعتی از روز به هنگام غروب آفتاب که آسمان به سرخی می گراید و غبارآلود به نظر می رسد، ایجاد شده تا وضعیت آسمان وضعیت حاصل از استفاده از سلاح «هارپ» را بپوشاند.
از دیگرسو، کارشناسان از خود می پرسند چگونه چنین زلزله شدیدی می توانسته صرفاً در نقطه ای کوچک به وقوع بپیوندد بی آنکه مناطق نزدیک به آن مانند جمهوری دومنیکن حتی آن را احساس نکنند و هیچ سونامی نیز ایجاد نشود؟!
این درحالی است که هیچ کارشناس برجسته ای در رسانه های شمال آمریکا و کارائیب در شب حادثه درمورد رویدادی به این عظمت اظهارنظر نکرده است. نیروی دریایی آمریکا هم اکنون هائیتی و بانک مرکزی آن را در اشغال دارد که پایگاهی برای پولشویی این کشور بوده است. نیروهای آمریکایی همچنین از هنگام ورود به هائیتی به هیچ داوطلب کمکی اجازه ورود به این کشور را نداده، کار کمک رسانی به مردم را مختل کرده اند و ابتکار عمل را نیز از دیگر کشورها از جمله فرانسه گرفته اند. در این راستا، «آلن ژوایانده» وزیر مسئول کمک رسانی بشردوستانه فرانسه از سازمان ملل خواسته است نقش آمریکا را در این میان «روشن» سازد.
گفتنی است که سیستم «هارپ» سلاحی آب و هوایی است که از طریق ارسال یک انرژی فوق العاده به لایه یونوسفر (لایه فوقانی اتمسفر)، مولکول های آن را به تپش انداخته و به بازتاب قدرتمند این انرژی وادار می سازد.
این انرژی پس از «کانالیزه» شدن می تواند اختلالاتی مانند خشکسالی، بارش برف و باران، سرمای شدید، سونامی، توفان، زلزله و... در نقطه تعیین شده، به وجود آورد. این سلاح آب و هوایی به مجموعه نظامی -صنعتی بیلدربرگ (اربابان جهان) تعلق دارد.ضمنا مقاله ای در همین زمینه تحت عنوان «پروژه هارپ سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت» در یازدهم آبان ماه امسال در صفحه «دریچه ای به جهان» به چاپ رسید.
یک عضو سابق شورای امنیت ملی امریکا با بیان اینکه هیچ قدرت مؤثری از طرح حمله به تأسیسات هستهای ایران حمایت نکرد، گفت: بهترین سیاست درمورد ایران هستهای سیاست دوگانه است. امریکا باید دو گونه عمل کند، در کوتاه مدت با دادن امتیازی مبنی بر اینکه ایران حق دسترسی به انرژی هستهای را دارد، به این کشور نزدیک شده و درعین حال، در درازمدت، ایران را برای تعلیق غنی سازی تحت فشار قرار دهد.
به گزارش رجانیوز، الکساندر فیور استراتژیست و فارغالتحصیل دانشگاه هاروارد و عضو شورای امنیت ملی امریکا طی سال های 2005 تا 2007 و مشاور جورج بوش رئیسجمهور امریکا که اکنون در سمت استادی دانشگاه دوک حضور دارد، در گفتوگو با پایگاه خبری فارین پالسی ژورنال به پرسشهایی در زمینه ایران پاسخ گفت که متن آن در ادامه آمده است:
در 30 سال گذشته همواره روابط بین ایران و امریکا دارای چالش های فراوانی بوده است. آیا شما معتقد هستید که مقامات امریکایی عمداً بر ایران فشار وارد می کنند تا سیستم دلخواه خود را پیاده کنند؟ چرا امریکا در برخورد با اسرائیل درمورد افزایش سلاح های هستهای هیچ گونه فشاری وارد نمی کند؟ آیا این امر بهخاطر فشار و نفوذی است که اسرائیل بر دولتمردان امریکا وارد کرده است و در نتیجه نسبت به هم پیمانان خود که زرادخانه هستهای دارند، هیچ اعتراضی نمیکند.
بله نزدیک به بیش از 30 سال است که بین ایران و امریکا چالش های فراوانی بهوجود آمده است. همچنین من شک دارم که دولت اوباما نسبت به خلع سلاح اسرائیل اساساً فکری کرده باشد و اصلاً به آن اعتقادی ندارند.
این یک واقعیت است که برنامه هستهای ایران از نظر ایدئولوژیک باعث ایجاد یک عرصه منازعه بین ایران و امریکا شده است، ولی این چه قانونی است که اسرائیل می تواند سلاح اتمی داشته باشد اما دیگران نه؟ آیا بهخاطر آن است که اسرائیل دارای نفوذ زیادی در پروسه تصمیم سازی درنظام امریکا است؟
بیشتر امریکاییها از جمله من به این امر اعتقاد داریم که اسرائیل با یک چالش امنیتی شدید روبرو است و تهدیدهای احمدینژاد مبنی بر زیر سؤال بردن هولوکاست و محو اسرائیل از نقشه جهان این عرصه را تنگتر کرده است.
امریکا در طول حوادث پس از انتخابات در ایران از معترضان بهشدت حمایت کرد. این امر باعث شد که ایران نسبت به مذاکره با امریکا روی خوش نشان ندهد و بدبینیها همچنان ادامه پیدا کند. اینکه امریکا همچنان از اپوزیسیون ایران حمایت می کند و در عین حال، خواهان برقراری ارتباط با دولت ایران نیز هست، اساساً با منطق جور در نمی آید.
در ایران این امر تجربه شده است که در زمان خاتمی همکاری وی تا حدی بود که برنامه هستهای را بهطور داوطلبانه تا 2 سال متوقف کرد ولی هیچ گونه تغییری در مواضع و تحریم ها دیده نشد و هیچ واکنش مثبتی را از سوی امریکا مشاهده نکرد، حتی بوش ایران را جزء کشورهای "محور شرارت" معرفی کرد؟ نظر شما چیست؟
چون ایران بهطور صد در صد تسلیم نشد و همچنین به حمایت خود از حزب الله لبنان ادامه داد.
ولی ایران با امریکا دارای چالش های فراوانی است، مثلاً دخالت های امریکا در امور داخلی ایران در سال 1953 و کودتا علیه دولت مردمی مصدق؟
این اشتباه است که ما به تاریخ گذشته برگردیم. عاقلانه تر این است که بیشتر بر سر موضوعات جاری بحث کنیم، مثلاً حمایت ایران از حزب الله و حماس و برنامه هستهای این کشور.
با این حال، رئیسجمهور ایران اعلام کرده است که به هیچ وجه حاضر به تغییر درسیاست های خارجی خود در 4 سال آینده نخواهد بود، با این وضع، موضع کاخ سفید در کوتاه مدت و آینده چگونه خواهد بود؟ آیا واشنگتن می خواهد همچنان به تحریم های خود علیه ایران ادامه دهد و فشارهای خود را بیشتر کند؟ در کل پیشبینی شما نسبت به آینده روابط دولت اوباما با دولت احمدینژاد چیست؟
اگر سیاست احمدینژاد مانند گذشته ادامه پیدا کند، واقعاً سخت است که بگوییم رابطه ایران و امریکا به کجا خواهد کشید.
امریکا بارها اعلام کرده است که گزینه حمله نظامی به ایران را همچنان در دستور کار خود دارد و همه گزینه ها همچنان روی میز است. اما مردم ایران از جنگ 8 ساله بین ایران و عراق تجربه خوبی دارند.
خوب این طبیعی است که گزینه نظامی بر سر میز مذاکره و گزینه دیپلماسی موفقیت آمیزتر خواهد بود و به پیشبرد آن کمک خواهد کرد اما باید تأکید کنم که در جریان همین تهدیدها نیز هیچ قدرت مؤثری از طرح دولت بوش برای حمله به تأسیسات هستهای ایران حمایت نکرد.